
هیچکس اثر انگشتش شبیه تو نیست.
در میان میلیاردها انسان که آمدهاند و خواهند آمد، هیچکس با ترکیبِ ذهن، قلب، تجربه، استعداد، زخمها، آرزوها و نگاهِ تو به جهان متولد نشده است.
اثر انگشت تو فقط یک نشانه زیستی نیست؛ گویی مُهری است بر این حقیقت که وجودت نسخه تکراری هیچکس نیست. تو یک پروژه کپیشده نیستی؛ یک آفرینش یگانهای.
این یعنی حضورت در این جهان تصادفی و بیمعنا نیست. برای بودنِ تو، جایی در این هستی در نظر گرفته شده است؛ رسالتی که تنها از مسیر زندگی تو میتواند متجلی شود.
وقتی این حقیقت را عمیقاً درک کنی، نیازی نمیبینی خودت را با کسی مقایسه کنی.
مقایسه، فراموشیِ یگانگی است.
آن روز که خودت را کمتر از دیگران ببینی، گرفتار حقارت میشوی؛ و آن روز که خودت را بالاتر از دیگران بدانی، اسیر برتریطلبی.
اما کسی که ارزش وجودی خویش را شناخته، نه خود را کوچک میکند و نه بزرگتر از دیگران میبیند؛ او فقط خودش است.
درخت سرو برای اثبات ارزشش با گل رز رقابت نمیکند، و دریا برای اثبات عظمتش خود را با کوه مقایسه نمیکند. هر کدام شکوه خود را زندگی میکنند.
تو نیز زمانی به آرامش میرسی که از مسابقه بیپایانِ مقایسه بیرون بیایی و به جای تلاش برای شبیه شدن به دیگران، جرئت کنی خودِ اصیل خویش باشی.
آرامش واقعی از آن لحظه آغاز میشود که بفهمی ارزش تو در شبیه بودن به کسی نیست؛ بلکه در همان یگانگیِ بیبدیلی است که از نخستین روز آفرینش در وجودت به امانت گذاشته شده است.
برچسب:
نویسنده: کیارش کاشانی